|
داستان های کوتاه من
|
قبل از سپیده دم گروه بسیار زیادی از مردم بزرگ و کوچک در صف هایی طولانی ایستاده بودند در حالی که یک دلاری هایشان محکم در دستشان بود مشتاقانه منتظر بودند تا بدانند امسال پروفسر از انواع موجودات عجیب و غریب کدام را با خود آورده است.
سال ها قبل مردم موجوداتی سه پا از سیاره ی زهره یاقد بلند و باریک از مریخ یا حتی موجودات مار مانندو وحشتناکی از جایی بسیار دورتر را دیده بودند...
درست کردن ساندویچ اسب آبی آسونه.
تنها کاری که باید کرد اینه
که آدم یه برش نون برداره
یه برش کیک برداره
یه خرده سس مایونز بماله
یه حلقه کوچولو پیاز
یه دونه اسب آبی ناناز
یه تیکه نخ
فلفل به میزان هوس _ همین و بس.
حالا اگه
گفتین مشکل کجاست ؟...
مشکل
گاز زدن این باباس!
شست اونایی که شستشون و مک می زنند
شایدخیس به نظر بیاد و چروکیده
یا سفید عین برف آب لمبو و پلاسیده
اما در عین حال مزه شست دس
شیرین ترین مزه س
(فقط ماها که شست مون رو مک می زنیم می دونیم و بس)
اگه کسی بناست پرنده باشه بهتره که زود از خواب پاشه
برای صبحونه ش کرم بگیره که غذای ناشتاشه.
اگه کسی بناست پرنده باشه بهتره زودِ زوداز خواب پاشه.
امّا اگه که کرم باشه بهتره تا دیر وقت بخوابه چندان سحرخیز نباشه.
هیچ وقت تا حالا اون رو نشسته بودم.
به نظرم اومد کلی کثیف شده بود
امروز از روی دیواری که بهش لم داده بود
به هر ترتیبی بود کندمش
و با رخت و لباسهام
توی تشت انداختمش.
صابون و وایتکس هم ریختم روش
گذاشتم چند ساعت خیس بخوره بی جنب و جوش
بعد چلوندم و آویزون کردم تا خشک بشه.
آخه کی ممکنه به ذهنش برسه
که سایه هم آب بره؟
هر چی هست الان کلی
کوچیک تر از خودم شده.
حدس بزنین موفق به چه کاری شدم
یه چراغ اختراع کردم که پریزش به خورشید می خوره.
خورشید خودش به قدر کافی پر نوره
لامپ هم به کفایت قدرتمنده
ولی،ای وای،فقط یه چیز کار رو خراب کرده...
سیم به اندازه ی کافی بلند نیست.
که این مداد
یه پاک کن جادویی داره.
به من گفت ((چه گاوی هستی دروغگو هم که هستی.))
من رو واداشت ثابت کنم که راست می گم
خب چیکار می تونستم بکنم -
مجبور شدم پاکش کنم.
